ابو القاسم راز شيرازى
602
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
« انا عند حسن ظنّ عبدى ، يا محمّد ! فمن زاغ عن وفاء موجبات ظنّه بربّه ، فقد اعظم الحجّة على نفسه ؛ و كان من المخدوعين فى اسر هواه » « 3 » . ترجمهء اجماليّه : فرمود حضرت امام - عليه السّلام - : نيكو كردن گمان به حقّ - جلّ و علا - و خلايق ، اصلش از حسن ايمان مرد است و از سلامتى صدر اوست . و علامت حسن ظنّ ، آن است كه ببيند مرد هرچه را نظر مىكند به سوى او ، به چشم طهارت و پاكى و فضل ، از جهت اخلاقى كه مركّب شده و انداخته شده است در مرد ، از حياء و امانت و حفظ و صداقت . فرمود حضرت پيغمبر ص : « نيكو نمائيد گمانهاى خود را به برادران خود ، كه غنيمت خواهيد يافت به [ آن ] ، صفاى دل و پاكيزگى طبع را » . و گفته است « ابىّ بن كعب » : « هرگاه ببينيد يكى از برادران خود را در خصلتى كه منكر شماريد آن خصلت را از او ، پس تأويل نمائيد آن خصلت را به هفتاد تأويل ؛ پس اگر مطمئنّ گرديد دلهاى شما بر يكى از آن تأويلات ، بسيار خوب ، و اگرنه ، ملامت كنيد نفسهاى خود را ، در مقامى كه عذر نخواستهايد او را در يك خصلت كه پوشيده شده است بر آن هفتاد تأويل ، و حالآنكه شما اولى مىباشيد به انكار كردن بر نفسهاى خود از آن شخص » . وحى فرمود حقّ تعالى به سوى « داود » ع كه : « متذكّر كن بندگان مرا از نعماء و عطاهاى من ؛ زيرا كه ايشان نديدهاند از من مگر فعل نيكوى مقبول ، تا آنكه گمان نكنند به من - در باقى عمر - مگر مثل آنچه را كه پيش گرفته است از من به سوى ايشان » . و حسن ظنّ ، مىخواند مرد را به سوى حسن عبادت ، و صاحب غرور ، طول مىدهد در معصيت و تمنّى مىنمايد آمرزش را . و نمىباشد صاحب حسن ظنّ در خلق خداوند مگر كسى
--> ( 3 ) - « مستدرك الوسائل » 11 : حديث 12907 - 12